دختر خالم با پسر داییم داشتن با هم خاله بازی میکردن. 



یه کاغذی رو آوردن پیش من و گفتن امضا کن. 



منم گفتم: این چیه؟ 



دختر خالم گفت: داریم از هم طلاق میگیریم


این هم برگه ی طلاقمونه... تو هم شاهدمونی...


بعد از اون پسر داییم میگه : نه نه صب کن،


هنوز معلوم نکردیم که بچه ها ماله کی باشن...