زندگی
زندگی یک اتاق با دو پنجره نیست ، زندگی "هزاران پنجره" دارد
یادم هست روزی از پنجره "نا امیدی" به زندگی نگاه کردم
احساس کردم میخواهم گریه کنم
و روز بعد از پنجره "امید" احساس کردم
میخواهم دنیا را تغییر دهم و دگر روز
از پنجره "مهربانی" احساس کردم همه را دوست دارم
اما عمر "کوتاه" است فرصت نگاه کردن
از تمامی پنجره های زندگی را ندارم
تصمیم گرفته ام فقط از "یک پنجره" به زندگی نگاه کنم
و آن هم پنجره "عشق"است
چون این پنجره "روبه خدا" باز میشود
میخواهم هر روز خدا را ببینم با او حرف بزنم
آن طرف پنجره "خدا" مرا می نگرد !!!!
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 9:25 توسط ღ❤ღ زیبــــ♥ـــــا ღ❤ღ
|