سریعت
سه تا پسر درباره پدرهایشان لاف می زدند:
اولی گفت:
«پدر من سریعترین دونده است.
اون می تونه یك تیر رو با تیركمون
پرتاب كنه و بعد از شروع به دویدن،
از تیر جلو بزنه.»
دومی گفت:
«تو به این میگی سرعت؟
پدر من شكارچیه.
اون شلیك میكنه و زودتر
از گلوله به شكار میرسه.»
سومی سرشو تكون داد و گفت:
«شما دو تا هیچی راجع به
سریع بودن نمی دونید.
پدر من كارمند دولتی است.
اون كارشو ساعت 4:30 تعطیل میكنه
و 3:45 تو خونه است!»
اولی گفت:
«پدر من سریعترین دونده است.
اون می تونه یك تیر رو با تیركمون
پرتاب كنه و بعد از شروع به دویدن،
از تیر جلو بزنه.»
دومی گفت:
«تو به این میگی سرعت؟
پدر من شكارچیه.
اون شلیك میكنه و زودتر
از گلوله به شكار میرسه.»
سومی سرشو تكون داد و گفت:
«شما دو تا هیچی راجع به
سریع بودن نمی دونید.
پدر من كارمند دولتی است.
اون كارشو ساعت 4:30 تعطیل میكنه
و 3:45 تو خونه است!»
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 15:27 توسط ღ❤ღ عبـــ♥ـــاس ღ❤ღ
|