عاشقانه 22
گفتند مارا که عشق چیست؟
گفتیم همان لحظه ی دلواپسی است
گفتند مارا که عاشقی چیست؟
گفتیم همان تنهایی و دیوانگی است
گفتند مارا که عاشق کیست؟
گفتیم انکه سال ها با عشق زیست
گفتند مارا که معشوق کیست؟
گفتیم انکه لایق عشق بازیست
گفتند مارا که عشق تو کیست؟
خاموش شدم چون جز تو کسی نیست...

عشق یعنی این
لحظه های خیلی خاص
که خدا هم فکر ماست
همه ی دنیا اینجاست
یه شروع/یه نگاه/لبمون؛بی صداست
عشق یعنی این/دو تا احساس بی تاب
به قشنگی یه خواب
دو نفر توی یه قاب
یه نگاه/تو چشات/دل من؛ "تو" رو خواست
هر چی میگم همه حرفای دلمه
عاشقتم حالا برو بگو به همه
بگو یه حس عجیبی تو دلمه
حس یه تب توی نتمه...

عشق یعنی:
میدونی دیگه دوستت نداره
میدونی رفتارش باهات سرد شده
میدونی دیگه براش تکراری شدی
و فقط واسش سرگرمی بودی اما بازم دوستش داشته باشی.
شکستن و ذره ذره شدنتو داری میبینی اما ...
نمیتونی ازش دل بکنی.

من گنهکارم
آری
جرم من هم عاشقی ست
آری اما
آنکه آدم هست و عاشق نیست ، کیست ؟
زندگی بی عشق
اگر باشد
همان جان کندن است
دم به دم جان کندن ای دل
کار دشواریست ، نیست ؟